تبلیغات
مشاوره روانشناختی: اختلالات اضطرابی(وسواس، فوبیا، پنیک و...)، خانواده. هماهنگی: 09352799816 - تعارف و ذهن خوانی در روابط

تعارف و ذهن خوانی در روابط

سه شنبه 30 تیر 1394 09:20 ق.ظنویسنده : مدیر

 
در روابط عاطفی موثر اصلی داریم به اسم چک کردن وضعیت طرف مقابل. خودمانی اش همانی می شود که عوام به چک کردن راه دادن طرف مقابل تعبیر می کنند. باز یکی از مصیبت ها در فرهنگ ما الزام و فشار در راستای محبت کردن، مهمان کردن و... طرف مقابل می باشد!
برای باز شدن داستان بد نیست سرگذشت برخورد سفید پوست ها و سرخ پوست ها در اوایل کشف آمریکا را نقل کنم:
همانطور که می دانید سفید پوست های اروپا در روابط بین فردیشان معمولا افرادی هستند که راحت و بدون تعارف برخورد می کنند. سرخ پوست های بومی آمریکا ظاهرا در روابط بین فردی شان شباهت هایی به ایرانی ها دارند(از این لحاظ که ممکن هست تعارف شاه عبدالعظیمی هم بزنند!) در اوایل آشنایی این دو تمدن با یکدیگر مشکل عجیبی به وجود آمد! ظاهرا سرخ پوست ها صنایع دستی جالبی داشتند که باعث تحسین اروپایی ها می شد. سرخ پوست ها پیرو فرهنگ خاص خودشان به اروپایی ها می گفتند: «خوب اگر دوستش دارید بفرمایید! مال شما باشد!» اروپایی ها: «واقعا؟ متشکرم!» و تعارف آن ها را پذیرفته و بلافاصله آن را دریافت می کردند! چیزی که مورد انتظار سرخ پوست ها نبود و باعث درگیری های عجیبی بین این دو گروه می شد!
مثالی دیگر از یکی از مراجعانم:
تایلند که بودیم به من گفتند: «بفرمایید شام!» گفتم: «نه ممنون من نمی خورم!» همینطور که گفتم نه دیدم خودشان بلافاصله دست به کار شده و شروع کردند به خوردن شام! نصف شبی از شدت گرسنگی دوستم را بیدار کردم و گفتم: «من گرسنمه!» دوستم گفت: «مرد حسابی وقتی بهت گفتند بفرما شام چرا نیومدی؟! تو که گفتی سیری و نمی خوری؟!»(ایشان انتظار داشتند طبق روند ایران بارها به ایشان تعارف شود!)
اگر به این داستان ها نگاه کنید مشکل به جایی بر می گردد که موضوع ابراز شده با آن چه که واقعا هست متفاوت است. برای مثال فرد نمی خواهد که واقعا صنایع دستی اش را در اختیار دیگری بگذارد اما «تعارف» می کند. در مورد بعدی فرد واقعا گرسنه است اما «تعارف» می کند! مساله ای که طبق روال فرهنگ ما وجود دارد این است که باید ذهن طرف مقابل را بخوانیم، رمز گشایی کنیم و بفهمیم که واقعا چه در ذهن او می گذرد، گویی جادوگریم! مثلا باید بفهمیم «متشکرم» واقعا به معنای سیری اوست یا این که او گرسنه است؟! «بفرمایید منزل در خدمتتون باشیم» را واقعا می گوید یا این که تعارف می کند؟!
بد بختی ها و مرض از همین جا شروع می شود. جالب این جاست که بعضی ها هم در تعارف خود مصر هستند و اگر نپذیرید باعث مشکل در رابطه می شود!
راهکار:
1. آن چه که ابراز می شود با آن چه که در روان خود تجربه می کنیم بایستی یکی باشد. اگر از طرف مقابل متنفریم دلیلی ندارد که همواره برایش لبخندی احمقانه بر لب داشته باشیم! اگر چایی دوست نداریم بایستی به صراحت ابراز کنیم. او ابزار خواندن ذهن ما را ندارد. اگر گرسنه ایم باید بگوییم. زبان بدن لحن کلام و محتوای کلام، هر سه بایستی در یک راستا باشند.
2. ما حداکثر می توانیم پیشنهاد دهیم. این طرف مقابل است که مختار است بپذیرد یا خیر. دلیل منطقی برای ناراحتی ما وجود ندارد. قرار نیست که او حتما پیشنهاد ما را بپذیرد. وقتی کسی پیشنهاد ما را رد می کند اصرار ما عمل جالب و خوشایندی نیست. ما می توانیم به دیگران یاد بدهیم که هر چیزی را یک بار پیشنهاد می دهیم و تعارفی در کار نیست. یعنی نیازی به رمز گشایی های عجیب و غریب از رفتار ما وجود ندارد. اگر می گوییم بفرمایید یعنی واقعا بفرمایید، اگر هم نه که وضعیت مشخص و مبرهن است.

برچسب ها: روابط ، رابطه ، اصول روابط موثر ، اصول رابطه ، تعارف در رابطه ، روابط صحیح ، ذهن خوانی ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 30 تیر 1394 09:37 ق.ظ

 
جمعه 16 مرداد 1394 03:08 ب.ظ
سلام
یه کم ازتون دلخور بودم و چندوقتی نیومدم که البته میدونم حق دلخوری نداشتم، بنابراین دوباره اومدم
طرز تفکر شما رو خیلی دوست دارم و می پسندم، خودتون هم میدونید، یه مطلب راجع به تئوری انتخاب نوشتم توی وبلاگم،خیلی گیج شدم و سوالاتی برام پیش اومده دلم میخواد که بیایید و کمکم کنید به سوالام جواب بدین
خیلی ممنون
مدیر
سلام. پاسختون رو نوشتم.
سه شنبه 6 مرداد 1394 11:04 ب.ظ
چٓه چَه چَه چَه چه ...!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آیا این چه چه زدن یه بلبله!؟؟
.
.
.
.
.
.
.
‌.
.
.
نخیر اشتباه حدس زدین
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
۵نَفَر تُرک که سر سفره برای کشیدن غذا به هم تعارف میکنن
مدیر

جالب بود مرسی!
شنبه 3 مرداد 1394 12:04 ق.ظ
آخ آخ آخ این جمله کشته منو ، نیع نوشابه ایشمیسن؟؟؟ بابا من نوشابه نمیخورم ....
یوخ اولماز
فک کنین. من دسر نخوردم بعد یهو کسی رو که دسر میاورد صدا کردن برای فلانی دسر بزار .... کم مونده بود جیغ بزنما ... داشتم میترکیدم از تعارف گذشته فک کنم با مهرانا خوب کنار بیان
مدیر
جمعه 2 مرداد 1394 10:08 ب.ظ
اوه اوه اوه ترکها....
من عروسی پسر عموم انقدر مورد محبت عمه ها قرار گرفتم که تا سه روز خوراکی میدیدم حالم بد میشد جیبای من و پر آجیل کرده بودن...میخاستن تلافی بیست و چند سال و یه جا در بیارن . اصا یه وضعی!!! نمیشه هم بهشون تفهیم کرد که بابا میل ندارم !!! تو برنامه اشون نیس این کلمه...
مدیر

دیدین سر غذا میگن:«آقا چهدا! نیه به چهمیسن؟!»
جمعه 2 مرداد 1394 01:59 ب.ظ
سلام.من فکر میکنم شمالیا خیلی بیشتر از بقیه مردم تعارفی باشن چون خودم شمالیم و خییییییییلی دیدم این قضیه رو ،شایدم اشتباه میکنم. مادرمم که خدای تعارفهولی خودم نه یعنی اگر بخوام چیزی رو به کسی تعارف کنم یک بار میگم، تموم. اگرم نخوام که تعارف نمیکنم
مدیر
زن های شمال بله. به اضافه ی ترک ها
پنجشنبه 1 مرداد 1394 07:13 ب.ظ
استاد ان شاالله دفعه بعد که برای تبریز برنامه بریزید جمع ما رو هم مزین بفرمایید، لطف کنید یه تایمی هم به ما اختصاص بدید
مدیر
سلام. چشم انشالا برای دفعه ی بعد حتما در نظر می گیرم
چهارشنبه 31 تیر 1394 08:22 ب.ظ
آهان از اون لحاظ؟
مدیر
بله!
چهارشنبه 31 تیر 1394 04:38 ب.ظ
یه مدت تو باشگاه پور رفاهی بودیم شیهان پور رفاهی داشت یه آشی برامون میپخت که نگو!! ازمون یه امضایی میگرفت که فردا میتونست همه چیز حتی پول قبض های باشگاه رو هم گردنمون بندازه. به همین دلیل از اونجا رفتیم. یعنی نصف تایم هاش به خاطر امضا نکردن اون کاغذ رفتن!
استاد برنامه ای برای اومدن به تبریز دارید؟
شدیدا مشتاق دیدار هستیم :)
مدیر
چه جالب!
ممنون. بله میام. ولی چون موضوع و زمان بندیش مشخصه احتمالا نتونم تو جمع باشگاه بیام. انشالا دفعات بعدی...
چهارشنبه 31 تیر 1394 03:09 ب.ظ
میتونین یعنی اینکه این کارو میکنین؟!
مدیر
اگر مراجع اجازه بده بله
چهارشنبه 31 تیر 1394 02:52 ب.ظ
سلام
کامنت قبلی من کو؟
مدیر
سلام!
خصوصی زده بودین!
چهارشنبه 31 تیر 1394 02:39 ب.ظ
به نظر من اطرافیان بعد از یه مدت به رفتار بى تعارف ماعادت میكنن، براى من كه اینجورى بود
آقاى رضایى شما كه انقدر خوب مینویسین امكان داره درمورد یكى از مراجعینتون كه اضطراب اجتماعى داشته و درمان شده بنویسین، یا اگر ممكن نیست فقط روند درمان رو توضیح بدین؟
مدیر
سلام.
بله. می تونم ازشون اجازه بگیرم و در صورت موافقتشون بنویسم.
چهارشنبه 31 تیر 1394 12:12 ق.ظ
سلام استاد. خسته نباشید. حالتون چطوره؟ استاد به کمکتون احتیاج دارم. قصه درازه ولی خلاصه اش کنم. ما (من و میلاد) یه تایم نینجوتسو داریم با حدود 25 شاگرد(البته رسمی هست). امروز یه پسر حدودا 25-27 ساله اومد و ازم خواست که ثبت نامش کنم. فقط یه مشکلی هست. توانایی شنوایی و حرف زدن نداره (کر و لال). خیلی علاقه نشون داد. پوستر تبلیغمون رو آورده بود و خیلی به نینجا ها اظهار علاقه میکرد. از طرفی هم به دلایل معلوم کمی در موردش مردد هستم چون سرم توی باشگاه خیلی شلوغه و تقریبا روزانه هم به نفراتمون اضافه میشه. به نظر شما باید چکار کنم....؟
مدیر
سلام!
مرسی شما خوبین؟
در مورد قوانین کلاس پیشنهادم اینه که یه برگ کتبی بدید بهش که داشته باشه و کاملا توجیح بشه.
در آغاز یک نفر رو بهش اختصاص بدید طوری که کاملا حمایتش کنه تا با محیط کلاس هماهنگ بشه، بعد ها می تونید اون نفر رو کمتر باهاش درگیر کنید و با توجه به پیشرفت اون نفر آزادی عملی در حد دیگران بدهید. از علائم هم می تونید برای فرمان دادن بهش استفاده کنید.
نکته ی مهم: مدرک مربیگری گرفتید؟! اگر نه اداره ی کلاس کار خیلی خطرناکیه چون اگر کسی اون جا براش اتفاقی بیفته به قول شیهان پوررفائی فردا براش 10 نفر ادعای پدری می کنند که آقا این قرار بود دکتر بشه چرا شما زدید ناکارش کردید؟! و باید جواب پس بدید!
سه شنبه 30 تیر 1394 10:59 ب.ظ
والا با این تعریفی که شما ارائه دادید،بیشتر روابط من ،هوا رو هم رد کرده و رسیده به فضا
خیلی جاها این تعارف ها حتی به ضررم هم تموم شده!
راستی راهکارهایی که دادید تو پست خیلی خوبه ولی با توجه به فرهنگ تعارف ما خیلی سختهیه جورایی اگر بهنجار رفتار کنیم گاهی نابهنجار جلوه داده میشه!!
مدیر
خوب شما تو کار پیمایش فضا هستید!
سه شنبه 30 تیر 1394 12:21 ب.ظ
آدرسم درسته ولی میره تو باقالیا!!!!مرسی گفتین
مدیر
خواهش می کنم!
سه شنبه 30 تیر 1394 12:16 ب.ظ
سلام
آقای رضایی شما یا پست نمیذارید یا وقتی میذارید چند تا چند تا میذارید!
تعارف کلا تو خانواده ما موروثیهمن خودم که میکشم خودم رو از بس تعارف دارم با همهتوی پذیرایی کردن دق میدم همه رو.
خیلی سخته توی تعارف موندن ولی خب عادت داریم دیگه
مدیر
سلام!
مطالب من یهو تراوش می کنه!
راستی تعارف رابطه رو می فرسته رو هوا!
سه شنبه 30 تیر 1394 10:21 ق.ظ
دیروز اومدم بگم آپ کنید .... امروز پست جدید میبینم، خیلی خوبه ها این طوری
میگم واقعا تعارف کردن چه معنیی داره، خیلییییی حرکت بی خود و مسخره اییه ...اصلا تعارف که میکنن من نمیدونم باید چه جوابی بدم ،اعصاب خرد کنه....
میگم فک کنم با توجه به این پست و پست قبلی من اروپاییم
مدیر
شما خود خارجکی هستی!
راستی چند تا پسته که آدرس وبلاگتونو اشتباه تایپ می کنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.