تبلیغات
مشاوره روانشناختی: اختلالات اضطرابی(وسواس، فوبیا، پنیک و...)، خانواده. هماهنگی: 09352799816 - پاپ فرانسیس: «به جای زاد و ولد خرگوش‌وار، والدین مسئولی باشید»

پاپ فرانسیس: «به جای زاد و ولد خرگوش‌وار، والدین مسئولی باشید»

شنبه 25 بهمن 1393 11:44 ب.ظنویسنده : مدیر

 
پسر و دختر، مرد و زن جلوی من می نشینند و از مشکلاتشان می گویند. گوش می کنم، جلوتر که می رویم، می رسیم به پدر مادر هایشان. جایی که به این نتیجه می رسم که بنیاد های فکری این دو نفر یا مثلا یکی شان به قدری مشکل دار گذاشته شده که باید کلا افکارشان را بکوبم و از نو آجر ها را بچینم و بالا برویم! حال این مراجعان کی پیش من آمده اند؟! زمانی که احتمالا در آستانه ی جدایی هستند. یا حتی فرزندی که افسرده است و پدر مادرش شاکی هستند که چرا این کودک این طور شده؟ چرا پرخاش می کند؟ چرا همکاری نمی کند؟ چرا قلیان می کشد؟
یا می گویند لطفا کاری کنید که فلان رفتار مد نظر ما را انجام دهد! آقای دکتر! او به حرف ما گوش نمی کند، حتما به حرف شما گوش می کند!(آن هم مراجعی ضد اجتماعی که خوب بلد است فیلم بازی کند و بپیچاند) وقتی مراجعان چنین درخواست هایی می کنند، یاد حرف یکی از اساتید می افتم که می گفتند«وقتی چنین درخواستی از من می شود، می گویم تو که پدر یا مادرش هستی نتوانستی درخواستت را عملی کنی، چطور از من انتظار داری چنین کاری کنم؟!» انگار که با ویزیتی که پرداخت شده من باید خواسته های(اغلب غیر منطقی) آنان را اجابت کرده و نقش هایی بازی کنم. مثلا بگویم قلیان نکش! سیگار نکش! فحش نده! بد است! انگار که آن فرد شعورش نمی رسیده و منتظر بوده که من به او اعلام کنم سیگار یا قلیان ضرر دارد!
یکی از همکار ها می گفت باید در چنین مواقعی یقه ی خود پدر و مادر را بگیری که به قول اریک برن بنیانگذار مکتب تحلیل تبادلی(TA)«کودکان فرشته اند، این پدر و مادر ها هستند که از آن ها قورباغه می سازند». و متاسفانه در بیشتر موارد این موضوع واقعیت دارد. چرا که رد پای پدر و مادری بی کفایت و بی مهارت دیده می شود. که به قول پاپ «خرگوش وار» زائیده اند. به قول یکی از همکاران «زائیده اند که فقط زائیده باشند! که فقط دهان مردم را ببندند که من توانستم! من هم بچه دار هستم و اجاقم کور نیست!» این جملات را همکارم زمانی می گفت که وقتی به والدین جهت پیگیری وضعیت فرزندشان تماس می گرفتم و با پاسخ عجیب و غریب و سربالایشان مواجه می شدم و واقعا هم حرف همکارم به حق بود. انگار که مسابقه ی زاد ولد گذاشته شده!
 حتی بوده اند افرادی که بچه دار شده اند تا افسردگی شان برطرف شود! کاش آن پدر و مادری که از توانایی، صلاحیت و مهارت لازم برخوردار نبود از بچه دار شدن خودداری می کرد و موجودی بیگناه را ناخواسته وارد سختی و دشواری نمی کرد.
به قول پاپ فرانسیس

«به جای زاد و ولد خرگوش‌وار، والدین مسئولی باشید»



آخرین ویرایش: سه شنبه 28 بهمن 1393 11:19 ق.ظ

 
شنبه 1 فروردین 1394 05:44 ب.ظ
با یک بخشی از حرفتون کامل موافق نیستم. در اصل خود این پدر و مادرها هم محصول تربیت نادرست والدین خودشون هستند و اینکه وقتی قرار بوده بچه دار بشوند شاید اصلا نمیدونستند که دارند چه چیزی را تقبل میکنند و بنابراین نمیشه گفت که صرفا برای ابراز اجاق کور نبودن بچه دار شدند.

به عبارتی تنها سرزنش کردن اونها کاری از پیش نمیبره و شاید راه حل تنها و تنها آموزش دادن همین والدین هست....
مدیر
سلام.
بله دقیقا، تلاش ما تغییر و بهبود همین نگرش های مشکل دار از طریق آموزش هست.
دوشنبه 18 اسفند 1393 11:50 ق.ظ
خب یک دونه از همون مطالب آمادتون را بگذارید. این که خیلی کاری نداره.
مدیر
منتظر رویدادی هستم، باید اول اون اتفاق بیفته بعد.
دوشنبه 18 اسفند 1393 09:15 ق.ظ
بلا به دور مواظب خودتون باشین زود خوب شین ،اصلا یه مدت برین استراحت کنین...
مدیر
خیلی ممنونم، چشم. واقعا به استراحت نیاز دارم
یکشنبه 17 اسفند 1393 06:01 ب.ظ
سلام...
به دانشجو....
بلا به دور ،آدم مگه مشاورشو تو وایبر اد میکنه؟!
آقای رضایی داره غیبتتون طولانی میشه ها! کی پاپ فرانسیس از سر در وبلاگ فاصله میگیره؟
مدیر
سلام.
در عرض یک هفته 3 بار کارم به دکتر و بیمارستان کشیده! فشار کاری خیلی زیاد شده، جوری که مراجعان قدیمیم که میشناسنم تو جلسات به راحتی تشخیص می دن که یه چیزی غیر عادیه!
شنبه 16 اسفند 1393 01:24 ب.ظ
دعاکردن نمی خواد که، شما اینقد به خودت فشار نیار کار به اینجور جاها نمیکشه
ان شاالله حالتون خوب خوب بشه هرچه زودتر، شادوسلامت پست بذارید.
مدیر
بعد عید کارمو کم می کنم
خیلی ممنون
جمعه 15 اسفند 1393 04:08 ب.ظ
بچه ها آقای رضایی وایبر نصب کرد.
پست بذار آقای رضایی پست.
می خواید من معاونتون بشم وبلاگتونو به روز نگه دارم بعدشم سایتش کنیم کار کاسبی راه بندازیم؟
مدیر
ماشالا چقدر به روز!
نصب وایبر به زور سرنیزه بود!
دعا کنید هی زیر سرم و بیمارستان نرم، چشم مطلبم مینویسم!
چهارشنبه 6 اسفند 1393 08:06 ب.ظ
سلام کجایى دوست؟! هر از گاهى چیزى بنویس دلتنگ مى شویم
مدیر
سلام!
چشم، شرمنده ی شما و دوستان هستم. منتظر فرصتم
ممنون از لطفتون
سه شنبه 5 اسفند 1393 09:27 ب.ظ
سلام
من برای آرامش اعصاب خودم دیگه وبلاگ شماروباز نمی کنم هروقت پست گذاشتید بی زحمت بیاخبربده
مدیر
سلام!
چشم خبر میدم
یکشنبه 26 بهمن 1393 11:47 ب.ظ
سلام بر فرشاد عزیز
جانا سخن از زبان ما می گویی
امروز توی کلاس انقد خسته کردم خودم رو بخاطر همش کم کاری و والدین واقعا پدر و مادر نابود می کنن بچه ها رو
راستی روی یک موضوع تو همین حیطه که خیلی علاقه داشتم کار کردم و توی قالب کتاب چند وقت دیگه آماده میشه
بابت غیبت طولانی عذرم موجه هست.
موفق و پیروز باشی
مدیر
سلام!
خدا قوت آقا، ماشالا به این شوق و ذوق، انشالا موفق باشی
یکشنبه 26 بهمن 1393 06:29 ب.ظ
تیتر و دیدم یاد دنباله فیبوناتچی افتادم زاییده اند که زاییده باشند، من یه فامیل دارم بچه دومشو به دنیا آورد که از جاریش عقب نمونه الان جاریش دو تا دختر داره این دو تا پسر میگه حالا که بچه هام پسرن میخوام تا میتونم پسر بیارم جاریمم دختر بیاره!!! یعنی سطح فکر و تفکرشون کشته منو...
اما به نظر من بچه داشتن مثل کاشتن درخت میوه اس هر کسی میتونه درخت بکاره اما هر کسی کشاورز نمونه نمیشه ....
کاش کسایی که بچه میارن بدونن اون بچه یه انسانه نه یه چیزی برای گذران وقت و چشم و همچشمی...
مدیر
سلام!
فیبوناچی! والا بعضی هاشون مثل شرکت هرمی می مونن! همینجوری شاخست که ازشون داره میره!!!
یکشنبه 26 بهمن 1393 04:06 ب.ظ
سلام
طرف مشکل داره مریضه میگن براش زن بگیرید درست میشه، زن میگرن میبینن هیچ اتفاقی نیفتاد میگن بچه بیارن درست میشه!
مدیر
سلام!
همینه دیگه! بعد میگن چرا داغون شدیم؟!
یکشنبه 26 بهمن 1393 01:53 ب.ظ
سلام
چه تیتر جذابی زدید!خیلی مطلب خوبی بود.
وقتی پستتون رو خوندم یاد حرف یه روانشناس افتادم چند وقت پیش توی tv .
میگفت:یادتون باشه فرزندانتون رو بزرگ کنید نه گنده!بچه ها چه شما بخواید و نخواید گنده میشن،نگران نباشید!نگران بزرگی فکرشون باشید نه افزایش قد و وزنشون.
دهانتون رو ببنیدید و عمل کنید.با حرف کاری از پیش نمیبرید.عمل کنید تا از شما یاد بگیرند.
مدیر
سلام
ممنونم از لطف شما
آفرین به این همکار
یکشنبه 26 بهمن 1393 01:10 ق.ظ

عالی عالی عالی، هرچی بگم کم گفتم،
بزرگترین موضوعی بود که به عنوان کسی که شاید روزی مادر بشه همیشه نگرانش بودم وبهش فکر میکردم، چون خودم قربانیِ همین :"زائیده اند که فقط زائیده باشند" هستم! دلم نمیخواست فقط بگم: "من توانستم! "
البته الان دیگه زندگی رو بیخیال شدم چه برسه به ازدواج و دیگه چه برسه به ...

دستتون درد نکنه،خیلی عالی بود
مدیر
سلام
متشکرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.