تبلیغات
مشاوره روانشناختی: اختلالات اضطرابی(وسواس، فوبیا، پنیک و...)، خانواده. هماهنگی: 09352799816 - مرثیه ای برای مردان بیچاره وطنم

مرثیه ای برای مردان بیچاره وطنم

یکشنبه 29 تیر 1393 03:25 ق.ظنویسنده : مدیر

 
مدتی پیش یادداشت یکی از اساتیدم رو که خیلی قبولشون دارم، در یکی از نشریات روانشناسی می خوندم: مرد ها قبلا 2 شیفت و زن ها یک شیفت کار می کردند. اما بعد از شوک اقتصادی شدیدی که در سال 1391 رخ داد، مرد ها 3 شیفت و زن ها 2 شیفت کار می کنند!
اون موقع من زیاد مراجع نمی دیدم و تازه شروع کرده بودم. اما الان برخلاف اینکه به همکاران می گم و اعلام می کنم که اولویت اولم برای مراجعان اختلالات اضطرابی هست و مراجعان این تیپی به من ارجاع بدید، می تونم بگم نصف مراجعانی که بهم ارجاع داده می شه، زوج هایی هستند که در آستانه ی طلاق هستند و اومدند که نظر یک متخصص رو بپرسند و تصمیم بگیرند. صحبت زوج ها(اکثرا جوان) رو می شنوم. درد می کشم چرا که اغلب مشکلات تکراری و ساده هستند که باعث می شن به راحتی زندگی این دو نفر آسیب ببینه.
1. مرد جوان میاد تو جلسه دست های سیاهش رو به من نشون میده، در حالی که چشماش از اشک پر شده، میگه آقای رضایی به خدا به عشق زنم صبح ساعت 5 پا میشم، 1 ساعت رانندگی می کنم تا برسم سر کار، تا شب کار می کنم و با کارگارای خط سر و کله می زنم، یک و دویست حقوق می گیرم، هر ماه یک تومن قسط میدم، اما یک سال بعد قسط هام تموم میشه، هی به خانمم می گم کمی صبر کن وضعیت بهتر میشه، به خدا زخم معده گرفتم آقای رضایی...
2. زن میاد میگه: آقای رضایی! شوهر من تو مهمونی تو خونه ی مادرم رو مبل چرت میزنه و براشون ارزش قائل نیست! آخه این چجور اهمیت دادنیه؟ به مرد میگم برنامه کاریتون چطوره؟ میگه: صبح ساعت 6 میرم تا هر موقع که لازم باشه، مثلا 7، 8، 11 شب! و چون بازرسی داریم و طی روز باید چندین جا سر بزنم واقعا جنازم به خونه میرسه!
3. مراجع بعدی پشت تلفن: آقای رضائی، دکتر جان! فدات شم! جلسات قبلی خودت که دیدی دستام چه شکلی بود، به خدا من صبح تا شب به خاطر همین بچه میرم کار می کنم، زندگی من همین زن و بچمه، به خدا من وقت ندارم بیام جلسات رو شرکت کنم... و در جلسه فرزند از کمبود امکانات گلایه می کند. و مادر که نمی داند در برابر نوجوانش چه بگوید!
یکی از سوالاتی که اغلب در جلسات زوج درمانی از مرد ها می پرسم اینه که ساعت چند می رید سر کار و کی بر می گردید تا بدونم این دو نفر چقدر برای هم وقت می گذارند و اصلا سبک زندگیشون چطور هست. شنیدن این جواب که صبح ساعت 6 می رم و 10، 11 شب با جسم و روح خسته بر می گردم تقریبا عادی شده. در چنین شرایطی مرد پس از مواجه شدن با استرس های شدید کاری و مالی دیگر انرژی ندارد که برای زنش خرج کند، نه عاطفی و نه جنسی. هم خودش آسیب می بیند هم همسرش. فرصتی برای تفریح در کار نیست تا جسم و روح خسته خودش را ریکاوری کند. نتیجه می شود زندگی یک نواخت و به دور از هیجان. به قول یکی از قسمت های مجموعه ی شوخی کردم مهران مدیری نهایت هیجان و تفریح سالم برای یک خانواده ی تهرانی می شود چند سیخ جوجه و زیر انداز بغل جاده شمال! بعد از یک مدت مرد و زن ایده آل های خودشان از زندگی مشترک را با آن چه که در عمل در حال رخ دادن است مقایسه می کنند. دنیایی رومانتیک، مملو از عشق و شعر و زیبایی در مقایسه با دنیایی بی رحم، پر استرس و تلاش شبانه روزی. حالا به شکل اتوماتیک، در کجا دنبال این عشق و رومانتیسم و پیتزا خوری باشیم؟! روابط فرازناشویی! به همین سادگی!
مرد هایی که دارند زیر بار فشار زندگی نابود می شوند، درک نمی شوند و گلایه می شنوند که چرا از لحاظ عاطفی، جنسی و مالی همسرشان را تامین نمی کنند؟! چرا فرزندانشان را به سفر نمی برند؟! چرا سفر خارج از کشور ندارند؟! چرا ماشین زیر پای بچه ندارند؟! چرا منزلشان جنوب شهر است؟! چرا گوشی اش هوشمند نیست؟! چرا...؟!
مرد ایرانی در پاسخ چه بگوید...؟!

برچسب ها: مشاوره طلاق ، مشاوره مردان ، مشاوره مالی ، مشاوره جنسی ، مشاوره زناشویی ، مشاوره زوج درمانی ، مشاوره خانواده ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 مرداد 1393 08:05 ب.ظ

 
جمعه 10 مرداد 1393 09:34 ب.ظ
سلام
واقعا نمیدونم چی بگم
مدیر
سلام
:|
یکشنبه 5 مرداد 1393 05:43 ب.ظ
مدیر
چهارشنبه 1 مرداد 1393 11:10 ب.ظ
سه شنبه 31 تیر 1393 06:06 ب.ظ
من عاشق فرانکل و معنا درمانی شم، به خاطر اینکه رنج رو می پذیره یه جمله خیلی قشنگ داره: اگر زندگی رنج بردن است پس ناگزیر باید معنایی در رنج بردن یافت!

البته منظورم این نیست که فقط رنجه شادی هم هست! زندگی همه چیز رو باهم داره مهم اینه که به همه ابعادش توجه کنیم و در کل با واقعیت زندگی بدور از بد بینی یا خوشبینی زیاد روبرو بشیم....! به نظر من خوشبینی به همون اندازه آسیب زننده است که بدبینی...! نظر شما رو قبول دارم باید هر دو رو ببینیم!
مدیر
بله! من هم فرانکل رو خیلی دوست دارم!
سه شنبه 31 تیر 1393 01:03 ب.ظ
مشکل ما اینه که همیشه بهمون گفتن نیمه پر لیوان رو ببینید ولی خیلی وقتا لیوانهامون پر از خالی بوده، با دنیایی پر از رنج مواجه شدیم در حالیکه انتظار گل و بلبل رو داشتیم. من همیشه سوالم اینه چرا نیمه پر لیوان باارزشتره؟ چرا نباید نیمه خالی لیوانم رو ببینم؟!
خدایی که ما رو خلق کرده خودش میگه: ما انسان را در رنج آفریدیم(سوره بلد آیه 4) پس ......!
مدیر
دقیقا! این آیه فوق العادست که میگه ما انسان را در رنج آفریدیم، بودیسم هم همینو میگه و همچنین معنادرمانی...
من میگم هر دوشو ببینیم، هم پر هم خالی
دوشنبه 30 تیر 1393 04:37 ب.ظ
جالب است درجامعه ایکه هیچ کمکی برای ازدواج وجود ندارد وبسیاری از پدرومادرها هم درزندگی خودشان مانده اند، باز ترویج ازدواج وبچه آوری می شود.

باسخنرانی ومقاله ازدواج صورت نمی گیرد، الان خیلی ها میرن قبرپیش خرید می کنند اما حاضرنیستندبه چندجوان کمک کنند، عده ای مدام عمره و آنتالیا و آمستردام میرن اما دریغ از درک اولویت ها...همان کسیکه برای مسجد و مدرسه چک میلیونی می کشد. اگرتونسنین از مغازه اش برای خرج عروسی تخفیف بگیرید؟

بسیاری از طلاق ها نه ناشی از اعتیاد است ونه ناشی از خیانت و فلان وفلان...دراقتصادضعیف بچه هم ازپدرش ناراضیست، معنی این حرف را تا لمس نکرده باشد کسی درک نمی کند.
مدیر
خدا امواتتونو رحمت کنه، کو گوش شنوا...
دوشنبه 30 تیر 1393 04:31 ب.ظ
اصلا آقا خیلی از زنهایی هم که به ظاهر سکوت می کنند بعدا که یک بحثی درباره موضوعی غیر مرتبط با اقتصاد پیش میاد، شروع می کنند به منت گذاری.
ضمنا من موندم چطور یک عده بنر می زنند که بچه بیارید آفرین بچه زیاد
مدیر
کسی که همه چیز براش محیاست به قول یکی از اساتید زیر پوست شهر رو درک نمی کنه... نمی فهمه...
یکشنبه 29 تیر 1393 10:15 ب.ظ
خیلی عالی بود نوشته تون
ولی فقط مردها نیستن... خیلی از زنها مثل یک مرد کار میکنند، چرا در نوشته تون نادیده گرفتید؟
همکار من کار میکنه و شوهرش توی خونه میخوابه!
بنده خودم به خاطر اینکه تحصیل کردم و چندین سال کار کردم و از همه بدتر در این سن هنوز ازدواج نکردم و خانواده از من توقع استقلال داره، تقریباً ده سال هست که حتی بیشتر از بعضی پسرها کار میکنم
همۀ زنها مثل هم نیستندآقای نامدار
همه پرتوقع نیستند، همه بی درک نیستند
مدیر
مرسی به خاطر نظر لطفتون
بله خانم هایی هستند که همراه همسرانشون هستند...
یکشنبه 29 تیر 1393 09:44 ب.ظ
در جواب بهار
بله شرایط اقتصادى واقعا ترسناكه ولى براى زندگى كردن باید راهى پیدا كرد، به نظر من راهش اینه كه محبتها رو بیشتر كنیم، انسان یه موجودیه كه اگه محبتو احساس كنه هر سختى براش آسون میشه.
یکشنبه 29 تیر 1393 08:54 ب.ظ
سلام
ترم های آخر بودیم یکی از دوستام دوشیفت بود دیر رسید کلاس از استاد که خانم هم بود عذر خواهی کرد استاد هم با کمال خونسردی گفت شب ها هم شیفت سوم نظافت مدارس بردار
چه میشه کرد وضعیت معیشتی جامعه خیلی وخیمه
مدیر
سلام
تاسف آوره و دردناک و شرم آور برای باعث و بانی اش...
یکشنبه 29 تیر 1393 07:07 ب.ظ
در جواب غزل مردی که ماهی یک و دویست حقوقشه و یه تومن باید بده به صاحبخونه انرژی و انگیزه ای براش میمونه تا بتونه عشقش رو هم به زبون بیاره؟
واقعا اوضاع اقتصادی ترسناکه
مدیر
بله...
یکشنبه 29 تیر 1393 12:35 ب.ظ
: (
مدیر
...
یکشنبه 29 تیر 1393 08:26 ق.ظ
واقعا مشكلات اقتصادى همه رو داره نابود میكنه. ولى من به عنوان یه زن فكر میكنم بیشتر خانم ها اگر از مردانشون محبت ببینن پول و مادیات براشون در درجه بعدى قرار میگیره، در واقع یه زن پول و سفر و غیره رو نشانه توجه و محبت همسرش میدونه، این شرایط بد اقتصادى شاید یه فرصت خوبى باشه براى آقایون كه یاد بگیرن محبتشون رو به زبون بیارن وهمینطور براى خانم ها كه سعى كنن همسرشون رو بیشتر درك كنن. بعضى وقتها میشه از شرایط نامطلوب براى رسیدن به مطلوب استفاده كرد.
مدیر
بله، اما متاسفانه مشکلات اقتصادی اثرش رو به طور مستقیم بر روی زندگی ها گذاشته...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.