تبلیغات
مشاوره روانشناختی: اختلالات اضطرابی(وسواس، فوبیا، پنیک و...)، خانواده. هماهنگی: 09352799816 - عشق شکست خورده

عشق شکست خورده

جمعه 13 تیر 1393 01:44 ق.ظنویسنده : مدیر

 
تلفنم زنگ خورد، تا گفت سلام شناختمش. پارسال ویزتش کرده بودم. حسابی نگران شدم...
حسابی نگران شدم، چون پارسال خود دختر رو 2 جلسه دیده بودم و شرح رابطشون رو می دونستم، بعد پسر اومد و پیشبینیم درست از آب در اومد. به جفتشون هم گفتم در تاریخ فلان حتما پیشم بیایید. نیومدند. بعد که زنگ زد گفتم ای داد بیداد، این رفته عقد کرده، به مشکل بر خورده و الان میخواد طلاق بگیره!
پارسال با معشوقش اومده بودند برای مشاوره ی ازدواج. تست ها رو ازشون گرفتم، پسره خواسته بود تست رو بپیچونه(که تو نتیجه ی تست تابلو بود!) توی مصاحبه هم به شکل تلویحی مقاومت می کرد. به دختره گفتم ببین من دفعات قبلی که دیدمت و در موردش بهم توضیح دادی گفتم که احتمالا تو بیشتر دوستش داری و اون زیاد جدی نیست. تو دختری هستی که همه جوره بهش سرویس میدی، حتی حقوقت رو در اختیارش می گذاری! در حالی که فقط دوست هستید و هیچ تعهدی به هم ندارید! گوش نکرد و کار خودش رو کرد(توی تست هم مشکل با مراجع قدرت رو در قالب شخصیت ضد اجتماعی نشون داده بود).
وارد کلینیک شدم. به حضار سلام کردم و می خواستم برم اتاق که دیدم دختری سلام کرد. سلام عادی کردم و رفتم که یهو برگشتم، دیدم خود دخترست. چقدر عوض شده بود! به خاطر این که نشناخته بودمش معذرت خواهی کردم و دعوتش کردم به اتاق مشاوره. قبل از این که شروع کنیم، خودم رو برای بدترین شرایط آماده کرده بودم، یعنی این که عقد کردند و الان در آستانه ی طلاق هستند. شروع کرد. زجه می زد و گریه می کرد. هیکلش به شدت نحیف و لاغر شده بود. صداش هم که مفهوم نبود... گفت و گفت، عقد نکرده بود اما رابطه از طرف پسر تمام شده بود. بهش گفتم من اون موقع به هر دوی شما تاکید کردم که بعد از مدتی پیشم بیایید، چرا نیامدید؟! که پاسخی نداشت. گفتم برای من قابل پیش بینی بود، اما برای این که مطمئن شوم رفتار های این پسر به خاطر شرایط سخت جسمانی اش نیست، نظر قطعی ندادم. چرا علی رغم تاکیدم پیگیری نکردید؟
کمی باهاش کار کردم. نمی پذیرفت که پسر رهاش کرده و تمام شده... همان چیزی که در عشق ما را از واقعیت دور می کند و ما را به سمت سایکوز(روانپریشی) می برد. تمام تلاش های شناختی من برای مواجهه اش با واقعیت، با مقاومت او روبرو می شد. هر وقت بهش فشار می آمد گریه می کرد...ریلکسش کردم، حالش بد شد، انگار نمی خواست بپذیرد. حتی نمی توانست سر کار برود. گفتم با این وضعیت برو پیش همکار روانپزشکم. رفته بود و دارو هایش را گرفته بود. درب و داغون بود.
بعضی ها فکر می کنند روانشناس ها رمالند یا پیش گو. نه چنین نیست. وقتی روانشناس سرنخ یا رفتاری می بیند، حساس می شود. مثلا کسی که موقع نشستن در کلینیک تمامی صندلی ها را چک می کند، خودش را خیلی قبول دارد، دائم ایراد می گیرد، بیحال و بی هیجان است، هر کدام روانشناس را یاد تشخیص خاصی می اندازد. با بیشتر شدن ارتباط این تشخیص احتمالا قطعی می شود. این که روانشناس پیش بینی می کند که مثلا ازدواج یا رابطه ای بعد از دو سال روی هوا خواهد بود، به همین شناخت شخصیت ها و مشکلات شخصیتی برمی گردد. رمالی و جادو و جنبلی در کار نیست! و زمانی که مراجع به تذکرات مشاورش گوش نمی کند، بایستی منتظر عواقبش هم باشد...

شاد باشیم...

برچسب ها: مشاوره طلاق در تهران ، مشاوره ازدواج در تهران ، نکات ازدواج ، شکست عاطفی ، شکست رابطه ، بهترین مشاور طلاق ، روانشناس طلاق تهران ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 مرداد 1393 08:51 ب.ظ

 
جمعه 28 آذر 1393 04:21 ب.ظ
سلام، میشه خواهشا راهنمایی کنید
من علاقه زیادی به یه خانومی دارم ،ایشون هم فک کنم به من علاقه دارن ( براساس ارتباط های غیرکلامی ) ایشون یه خورده زیادی مغرور و سنگینن ...
من باهاشون صحبت کردم و ازشون خاستگاری کردم ، ایشون هم خیلی خوب باهام برخورد کرد اما گفت من فعلا به خاطر شرایط خانوادگیم امکان ازدواج ندارم . 2هفته بعد دوباره باهاشون خواستم صحبت کنم اما ایشون حاضر نشدن صحبت کنیم فقط 2 الی 3 بار گفتن شما مثل برادرم محترم هستید .
منظورشون از این حرف چیه ؟؟؟( شما مثل برادرم محترم هستید )
مدیر
سلام!
بهتره این موضوع رو از خانم ها پرسید!
دوشنبه 6 مرداد 1393 06:52 ب.ظ
ا کامنت اسما برام جالب بود من رو هم مشروطی برد برای مشاوره البته من با پای خودم رفتم!!!!
مدیر
شنبه 21 تیر 1393 11:58 ق.ظ
سلام
نماز روزه هاتون قبول باشه.
یادمه منم یکی از اونایی بودم که فکر میکردم مراجعه به مشاور برای دیوونه هاست. اون زمانی که من حالم بد بود آقای رضایی منشی مرکز مهر بودند. مامانم برام وقت گرفته بود اما وقتی آقا فرشاد زنگ زد برای اکی کردن وقت مشاوره زدم زیرش وگفتم من که دیوونه نیستم ونرفتم!
اما وقتی وسواس دیگه زمین گیرم کرده بودودانشجوی دانشگاه تهران را با دوترم مشروطی مواجه کرده بود راضی شدم که برم ورفتم الان دوسال میگذره من الان دیگه داروهامو کنار گذاشتم وحالم خیلی خوبه وبه تازگی نامزد کردم واز همین جا از دایی جان آقافرشاد آقای اسماعیلی خیلی تشکر میکنم!
راستی آقا فرشاد منو یادتون هست یانه؟
مدیر
سلام!
نماز روزه های شما هم قبول باشه!
خدا رو شکر که بهتر شدید! مبارکه نامزدی!
اگر اسمتون رو کامل بگید حتما یادم میاد!!!
شاد باشید!
دوشنبه 16 تیر 1393 09:46 ق.ظ
سلام و وقت بخیر
قالب بسیار زیبایی انتخاب کردین ، قشنگه....به آدم آرامش میده....

ممنونم که از تجارب درمانی تون مطلب میذارید .

جسارتا میشه بفرمایید از چه تستی برای این زوج استفاده کردید ؟

با سپاس
مدیر
سلام!
خیلی ممنونم
MCMI III
یکشنبه 15 تیر 1393 10:34 ب.ظ
سلام!
قالب جدید وبلاگ مبارک
مدیر
سلام!
مرسی!
یکشنبه 15 تیر 1393 04:57 ب.ظ
قالب جدیدتون قشنگه ولى تو آیپد صفحه تون حاشیه نداره و یه كم خوندن سخت میشه
مدیر
مرسی به خاطر فیدبکتون
یکشنبه 15 تیر 1393 04:20 ب.ظ
از کجا میدونی خودم گرفتار نباشم
خخخخ
یکشنبه 15 تیر 1393 03:03 ب.ظ
آقا میلاد بپا! خودت گرفتار نشی!
یکشنبه 15 تیر 1393 02:23 ب.ظ
اوه یا گمربنی هاشم چه قالب توپی
این نرخ مشاوره اینترنتی با حضوری فرق فوکوله هااااا
مدیر
ممنون!
یکشنبه 15 تیر 1393 12:56 ب.ظ
سلام فرشاد قالب خیلی عالی شده.
باید دیگه دست به کار بشم جلوی این گرفتاری های دختر پسر ها و بگیرم
مدیر
سلام میلاد جان!
قربانت!
ببین چه می کنی دیگه!
شنبه 14 تیر 1393 10:31 ب.ظ
سلام
بعضی وقتا تا تا تجربه نکنیم یاد نمی گیریم، ولی گاهی تاوان یه تجربه میشه تمام هستی یک انسان!
تاسف بار بود.
مدیر
سلام!
بله!
شنبه 14 تیر 1393 09:49 ب.ظ
چرا نظر من رو تائید نکردین؟
اگه نمیخواین نظرتائید کنین پس قابلیتش رو غیرفعال کنید
مدیر
سلام!
زود قضاوت نکنید، اینترنتم قطع شد!
شنبه 14 تیر 1393 03:20 ب.ظ
سلام.
میگم آقای رضایی شما استعداد نویسندگی هم دارینا.خیلی جذاب مینویسین.
امیدوارم منم بتونم یه درآینده به قول شما با توجه به سرنخ ها و رفتارهای مراجعم یه تشخیص درست بدم و پیش بینی خوب بکنم
مدیر
سلام آقا امیر
شما لطف دارید.
انشالا...
شنبه 14 تیر 1393 03:17 ب.ظ
سلام آقای رضایی احوال شما؟
نماز روزه هاتون قبول باشه، پس به خاطر این مراجعین محترم بود که حضورتون کم رنگ شده بود؟
احتمالا این خانمه دفعه ی قبل برای مشاوره نیومده بود اومده بود شما تاییدش کنید: |
1دلیل دیگه افراد برای عدم مراجعه برای مشاوره اینه که میگن ما خودمون بیشترازاونا میفهمیم!درصورتی که...
1دلیل دیگه ای که تازه خودم به این نتیجه رسیدم: مردم هیچ تصویری از کار روانشناسا تو ذهنشون نیست، نمیدونن اونا میخوان چیکارکنن. به خاطر همین هم میتونه باشه  
مدیر
سلام!
مرسی، همینطور شما.
بله معمولا کار باعث میشه نرسم.
ممنون به خاطر نظرتون
شنبه 14 تیر 1393 03:06 ب.ظ
توی جهل خودشون بسوزن، فکر کنم اشتباه تایپی داشتم
شنبه 14 تیر 1393 03:05 ب.ظ
به نظر من هنوز فرهنگ جامعه نمیپذیره! به عنوان مثال:
+دختر یکی از دوستهام رفته بود پارتی ، قرص و بووووق خورده بود! دوستم به من گفت ببرمش مشاوره؟ گفتم آره حتماً ببرش ، بعد اون یکی دوستم گفت:نـــــــه تو این سن بچه رو اینجاها نبر!!!!
اونوقت تو این سن پارتی بره قرص بخوره طوری نیست ولی اگه بره مشاوره میگن دیوونه است
+ ضمناً یکی از همکارها هم که بهش گفته بودم میرم مشاوره، رفته بود پخش کرده بود که پشه مشکل روانی داره، البته من برام مهم نیست بذار تو جهل خودتون بسوزن
مدیر

جالب بود!
شنبه 14 تیر 1393 01:32 ب.ظ
پس چرا خانواده ها انقدر در مقابل مشاوره رفتن مقاومت میکنن ؟ البته من خیلی موافق مشاوره ام برای اینکه مشاور نفر سومیه که بود و نبود رابطه هیچ نفعی براش نداره پس مطمئنا نظر بهتری میتونه در موردش بده ولی افسوس...
مدیر
سلام
دلایل متفاوته. بعضی ها فکر می کنند دیوانه ها پیش مشاور می روند و...
پیشنهاد می کنم بپرسید، به ما هم اطلاع بدید، خوشحال میشیم
شنبه 14 تیر 1393 01:02 ق.ظ
سلام!
عشق! مقاومت! پیش بینی!
منو یاد یه نفر میندازه!

میگم حالا شما واقعا نمیتونید پیشگویی کنید یا اینکه نمیگید که ریا نشه؟؟!!

مدیر
سلام!
کدوم نفر؟!
بالاخره درست نیست در جایی عمومی نوشابه باز کنیم!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.