تبلیغات
مشاوره روانشناختی: اختلالات اضطرابی(وسواس، فوبیا، پنیک و...)، خانواده. هماهنگی: 09352799816 - چرا نسبت به بعضی ها حساس می شویم؟

چرا نسبت به بعضی ها حساس می شویم؟

سه شنبه 20 خرداد 1393 11:15 ب.ظنویسنده : مدیر

 
بعد از این که تعدادی مراجع در مورد موضوع روابط عاطفی شان سراغم آمدند، فرضیه ای در ذهنم به وجود آمد.
ماجرا از این قرار بود که تعدادی دختر و پسر-بویژه دختر، در جلسات مشاوره ای که داشتیم، به مسائل رابطه ای اشاره می کردند که داستانشان بسیار شبیه هم بود: این افراد به خاطر رفتار های خاصی که از جنس مخالف دیده بودند، عکس العملی فراتر از نرمال نشان می دادند! یعنی شدت عکس العمل آن ها در مقایسه با شدت محرک ارائه شده متناسب نبود!
مثال(هویت مراجعان به طور کامل تغییر یافته است):
1. مراجع خانمی بود 30 ساله، دانشجوی پزشکی و فردی مثبت، کمال گرا، فرهیخته و بزرگ شده در خانواده ای وسواسی بود. مراجع می گفت:«آقای رضائی، اس ام اسی برای من آمده که مثلا «مهشید خوبی؟!» یا یک پسر زنگ زد و قطع کرد، و الان فکر من درگیر شده!». من در مورد چنین مراجعانی یک سوال می پرسم:«آیا قبلا رابطه ای را تجربه کرده اید؟!» پاسخ این هست:«نه!» وقتی چنین حرفی را می شنوم، فرضیه ام تایید می شود:«این آدم به قدر کافی محرک برانگیزاننده نداشته و آستانه ی تحریکش بسیار پایین است، بنابراین با کوچکترین توجهی از طرف جنس مخالف دچار تنش می شود». در مقایسه شما دختری یا پسری را در نظر بگیرید که وقتی توجه کافی را از محیط گرفته و وقتی پسری یا دختری(جنس مخالف) به او توجه خاص می کند، به راحتی درگیر نمی شود. چرا که به قدر کافی توجه را گرفته و با اندک اشاره و محرکی، دچار تنش نمی شود و از کار و درس و زندگی نمی افتد!
مثالی دیگر:
2. دختر 20 ساله، زیبا و جذاب، از آن جایی که پدرش به اندازه ی کافی به دخترش feedback های مثبت راجع به جذاب بودنش داده، این دختر زیاد به دنبال توجه خاص یک جنس مخالف نیست! چرا که تایید مورد نظر را به قدر کفایت دریافت کرده. کسی که تایید کافی را دریافت نکرده در موقعیتی که جنس مخالفی از او تعریف کند، شوکه می شود و در پاسخ می گوید:«واقعا؟!» در حالی که دختر مد نظر ما که عزت نفس کافی دارد، در چنین موقعیتی که احیانا محرکی جهت مخ زنی از طرف پسری به وی ارائه می شود، چنین پاسخی می دهد:«خودم می دونم که خوشگلم یا جذابم!».
3. شما در نظر بگیرید که تعداد مراجعان این مدلی من کم نبوده اند، و جالب این جاست که این افراد حساس نسبت به محرک هایی از جانب جنس مخالف، از قشر فرهیخته بوده اند! یعنی کسانی که رشدشان تقریبا تک بعدی بوده! یعنی آقایان و خانم هایی که فقط درس و پزشکی و مهندسی را چسبیده اند و با اندک توجهی می توان آن ها را کن فیکون کرد!

شاد باشیم!
فرشاد رضائی نامدار
مشاور روانشناس

برچسب ها: مشاوره رابطه عاطفی ، مشاوره دختر تنها ، مشاوره پسر تنها ، مشاوره دخترپسر بی تجربه ، مشاوره دختر خجالتی ، مشاوره دوست دختر ، مشاوره دوست پسر ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 مرداد 1393 08:40 ب.ظ

 
پنجشنبه 27 شهریور 1393 03:15 ق.ظ
مرسی بابت پست مفیدتون.خوب اگه کسی استانه تحریکش خیلی پایین باشه و خوب ...شرایط محیط اطرافشو نتونه عوض کنه-یعنی نتونه توسط خانواده این تایید رو دریافت کنه و شاید حتی اعمال و گفتار اونها علت اولیه و افزایش دهنده ش باشه-باید چی کار کنه؟
مسلما خیلی سخته که با همچین محرک های کوچیکی ارامششو از دست بده و یا حتی بدتر احساس گناه که نباید اینطوری باشه.
پیشنهاد شما چی هست؟
مدیر
به قول یکی از اساتید بعضی وقت ها آدم مجبوره از خانوادش جدا بشه. مثلا به وسیله تحصیل در شهری دیگر و...
پنجشنبه 26 تیر 1393 02:48 ق.ظ
سلام من تازه دارم پستهایی که بخاطر درسام نتونستم بخونمو میخونم.
نظرمو تو این پست واسه تمام پستای اون چندوقت میگم.بسیار عالی.
مدیر
سلام!
خیلی ممنون
جمعه 23 خرداد 1393 11:16 ب.ظ
آهان راستی عیدتونم مبارک
مدیر
خیلی ممنون، عید شما هم مبارک!
جمعه 23 خرداد 1393 11:16 ب.ظ
سلام
شما یه زمانی با فاصله های کوتاه تندتند پست می ذارید بعد یه مدت خیلی طولانی پست نمی ذارید! نکنید این کارارو : |
مدیر
سلام!
سرد و گرم میشید نه؟! هدف آزار نیست، بعضی وقت ها اصلا فرصت نمی کنم، اما الان کار مدرسه رو به کم شدن هست و من هم دوست دارم خواننده هام از خوندن مطالب لذت ببرند
پنجشنبه 22 خرداد 1393 02:28 ب.ظ
از این جهت که همش از خانواده هاشون و جامعه تایید می گیرند
و دیگران هی بهشون میگن خانوم دکتر و آقای دکتر و... به قول استادم متاسفانه تو ایران نوع کار هست که ارزشمنده نه خود کار! در مورد رشته هم همینطوریه! شاید به خاطر اینکه رابطه با جنس مخالف فرق میکنه و برخوردار بودن از تایید های خاصی رو می خواد. منظورم اینه که مثلا دانشجوی دختری که حتی به خاطر باهوش بودن یا رشته پزشکی خوندن خیلی تایید دریافت کرده اما به خاطر زیباییش تاییدی دریافت نکرده تو رابطه با جنس مخالف باز هم اسیب پذیره!
مدیر
مرسی از نظرتون
پنجشنبه 22 خرداد 1393 08:48 ق.ظ
سلام
وبلاگ خوب ومطالب جالبی دارید.
ب نظرمن در همه این موارد علت اصلی مشکل ب خانواده برمیگرده چون از لحاظ عاطفی ب فرزندان خودشون توجه نمی کنند.
مدیر
سلام!
متشکرم از نظر لطفتون
پنجشنبه 22 خرداد 1393 07:52 ق.ظ
محدودیت؟!
مدیر
بله؟!
چهارشنبه 21 خرداد 1393 11:27 ب.ظ
جنبه رو برم تو رو خدا!!!!!! فقط با یه مهشید خوبی؟؟!!!!! اون هم پیامکی! نازی دلم سوخت
راستش همیشه فکر می کردم اینایی که پزشکی می خونن باید خیلی مغرور باشن فرضیه ام رد شد!
مدیر
ربطی به پزشکی نداره، کلا کسایی که هیچ محرکی رو دریافت نمی کنند و در محرومیت به سر می برند، این جورین!
چهارشنبه 21 خرداد 1393 10:05 ب.ظ
خیلی جالب بود، البته اونجا که نوشتید طرف میگه: واقعا؟! یاد خودم افتادم چون هروقت مشاورم از من تعریف میکنه و نقاط مثبتم رو میگه دقیقا مثل خانم شیرزاد توی سریال ساختمان پزشکان میگم: واقعــــــــــاً؟

+از این مطلب به این نتیجه رسیدم که من به شدت فرهیخته ام!
مدیر
امان از دست فرهیختگی!
چهارشنبه 21 خرداد 1393 11:54 ق.ظ
سلام اتفاقا انقدر ازاین موردها زیادمیبینم انقد زیادمی بینم عجیب وغریب! چقدر بااین حرف شما موافقم که چون توجه کافی ندیده...منم تو نوجوونی توجه کافی نمی دیدم ولی وقتی مزاحم تلفنی بود اس ام اسی بود دنبالش نمی کردم فکرم درگیرمیشد اما اینکه باهاشون حرف بزنم اصلانبود!ولی الان سرابن وبلاگ داشتن اینکه آدم هم مخاطب پسرداره هم دختر اونم درسن و موقعیت های مختلف باعث شده من مث قبلاها ک جواب نمیدم هیچ دیگه فکرمم درگیرنمیشه، مثلا توفکرم به طرف میگم برو بابا
اونجاکه گفتید دراین شرایط میگن" واقعا؟"یاد سوتی های خودم افتادم!از دست شما ازدست روانشناسی آدم حرف نزنه سنگین تره
مدیر

سلام! خوش اومدید!
امان از دست تجربه!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.