تبلیغات
مشاوره روانشناختی: اختلالات اضطرابی(وسواس، فوبیا، پنیک و...)، خانواده. هماهنگی: 09352799816 - مشاوره شغلی برای دهه شصتی ها

مشاوره شغلی برای دهه شصتی ها

سه شنبه 13 خرداد 1393 08:45 ب.ظنویسنده : مدیر

 

با توجه به وضعیت اجتماعی - اقتصادی خاص جامعه که در آن قرار گرفته ایم، کمتر جلسه ای هست که در آن درباره ی وضعیت کار با مراجعان صحبتی نشود!

یکی از مواردی که اغلب توسط مراجعان دهه ی شصتی مطرح می شود، نبود کاری با دستمزد مناسب یا شرایط مناسب اخلاقی و امنیت روانی می باشد. من همیشه در چنین شرایطی مجبورم که بعضی واقعیت های تلخ را با مراجع مرور کنم. از جمله این که:

·         دهه ی 60 و همچنین سال 1365 پر زاد و ولد ترین دهه و سال تاریخ ایران بوده اند. فقط در سال 1365 حدود یک میلیون کودک به دنیا آمد! احتمالا در آن زمان پیش بینی لازم برای مسکن، آموزش و پرورش، ازدواج، اشتغال، بهداشت و درمان و... این افراد نشده بود. الان دهه ی شصتی ها بایستی با این وضعیت دشوار مقابله نمایند.

·         در تهران برخلاف شهرستان ها به نیروی کار به دید نیرو و سرمایه ی انسانی نگریسته نمی شود و اغلب صاحبان کار از فردی که همکاری اش را با آن ها شروع کرده است، به عنوان مهره ای زود بازده و دارای تاریخ مصرف نگاه می کنند، یعنی سرمایه گذاری و رشد دادن فرد در سیستم تقریبا معنایی ندارد!(خدا را شکر که من حداقل موارد استثنایی را دیدم که نگرشی اخلاقی به نیرو های خود دارند) پس از این که  مهره ی مذکور نیاز صاحب کار را براورده نکرد، به راحتی کنار گذاشته می شود، چرا که دهه ی شصتی های فراوانی در نوبت هستند!

·         هرگز این انتظار را نداشته باشید که صاحبان کار در منزل شما را بزنند و بگویند که:«جناب مهندس! خدمت رسیدیم جهت عرض ادب! ما شما رو کشف کردیم، بفرمایید در خدمتتون باشیم!». بعضی از مراجعان من در جلسات ابتدایی در این فاز بودند که بالاخره کسانی از دانشگاه جئورجیا یا آکسفورد به واسطه ی معدل بالای ایشان سراغش خواهند آمد و او را جذب خواهند کرد و منزل و ماشین و... در اختیار وی خواهند گذاشت تا ایشان با خیال راحت درس بخوانند!

واقعیت این هست که در زمان فعلی و بازار کار فعلی چنین موقعیتی تقریبا وجود ندارد و کسی که خودش به دنبال کسب موقعیت های شغلی نرود، احتمال موفقیتش نزدیک به صفر خواهد بود!

·         به دهه ی شصتی ها گفته می شد:«علم بهتر است یا ثروت؟!» و مسلما می دانید که کدام پاسخ کلیشه ای دیکته می شد! گفته می شد:«می خواهی این ماشین آخرین سیستم(آن زمان پژو GLX!) را سوار شوی؟! می خواهی در آینده خوشبخت و موفق باشی؟! پس درس هایت را خوب بخوان!» و حال همان نسلی که اتفاقا درسش را خوب خواند، تلاش کرد و حتی تا دکترا پیش رفت، الان اگر نیازمندی های همشهری را ورق بزند، می بیند که برای پزشکی که تلاشش را کرده و نفر اول کنکور هم شده، حقوق ماهی یک و نیم میلیون، آن هم در جادوغ آباد پیشنهاد می کنند تا شاید بتواند هزینه های جاری زندگی اش را تامین کند! البته باید 3 ساعت زمان رفت و برگشت را هم اضافه کند!

یا یکی از دوستان نخبه ام که در یکی از رشته های علوم پایه در دانشگاه دولتی در مقطع دکترا برای گذران زندگی اش اسنک می فروخت...!

من به عنوان یک مشاور وقتی این واقعیت ها را می بینم، سعی می کنم در باغ سبز به دانش آموزان و کسانی که دنبال کار و موفقیت هستند نشان ندهم. به اعتقاد من و درمانگران مکتب شناختی، مواجهه و پذیرش واقعیت، همانطوری که هست، بهترین گزینه برای داشتن سلامت روان می باشد. ما باید بپذیریم که وضعیت کاری و اقتصادی با ایده آل هایی که در ذهنمان داریم بسیار فاصله دارد. بنابراین ابتدا وضعیت را همانطور که هست باید بپذیریم و بعد به فکر تطبیق خود با وضعیت موجود و رشد و بقا باشیم.


برچسب ها: مشاوره شغلی ، مشاور تحصیلی و شغلی در تهران ، مشاوره تحصیلی و شغلی توسط روانشناس ، مشاوره تحصیلی و شغلی توسط کارشناس ، راهنمایی شغلی ، راهنمایی و مشاوره حرفه ای ، مشاوره بیزینس ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 مرداد 1393 09:17 ب.ظ

 
دوشنبه 26 خرداد 1393 11:38 ق.ظ
مرسی
مدیر
خواهش می کنم
دوشنبه 26 خرداد 1393 01:17 ق.ظ
من وقتی علت رو میپرسم شما نباید روی زخمم نمک بپاشین که!! یه کم امید بدین به ادم ناسلامتی مشاورین!
مدیر
من یه برنامه ای دارم برای آموزش راه های پول در آوردن، انشالا استارتش بخوره اطلاعاتی رو همین جا می گذارم...
شنبه 24 خرداد 1393 11:30 ب.ظ
منم که این وسطم:(((
نه ازدواج نه کار:((
ما برای چی به دنیا اومدیم؟ جدا؟!!!
مدیر
واقعا؟!
پنجشنبه 15 خرداد 1393 01:02 ب.ظ
سلام ممنون از مطلبتون
واقعاحقیقت تاسف برانگیزیه!
متاسفانه ما دهه هفتادی ها هم مشکلاتمون کمتر نیست!
اما خب اوج مشکلات متاسفانه گریبان دهه 60 تا 65 رو گرفته!
مدیر
سلام
خواهش می کنم
درد دل خیلی از بچه های دهه ی 60 بود که مجبور بودم مطرح کنم...
شاد باشید
چهارشنبه 14 خرداد 1393 08:52 ب.ظ
مرسی که عنوان رو عوض کردید این هم به افتخار همه دهه شصتی ها که روزگار انگشت.....نشونشون داده
.
.
.
مدیر
مرسی توو!
چهارشنبه 14 خرداد 1393 06:44 ب.ظ
والا با این نوناشون!
منِ بدبخت هم یکی از همون یک میلیون نفرِ 65ی هستم
و خاک بر سر من که اون زمان فکر میکردم علم بهتر از ثروت است!
و حالا هم که خاک بر سر شدم دیگه خاک بر سر شدم رفت... هیچ کاریش نمیشه کرد
مدیر
...
چهارشنبه 14 خرداد 1393 10:33 ق.ظ
سلام! روزتون بخیر
چه جالب!من تا حالا متوجه این مسئله نشده بودم.
این جمله تون خیلی تاثیرگذار بود
(حال همان نسلی که اتفاقا درسش را خوب خواند، تلاش کرد و حتی تا دکترا پیش رفت،)
مدیر
سلام
متشکرم...
چهارشنبه 14 خرداد 1393 01:14 ق.ظ
عجب روزگاری داریم ما دهه شصتی ها! من بعضی وقتا که خیلی از درس خوندن و دنبال کار گشتن و......خسته میشم به خودم میگم مرضیه! راستی برا چی درس میخونی؟!!!! باور می کنید جوابی برای خستگی هام ندارم!!!!!! به نظرم اگه اسم متن تون رو میگذاشتید، دغدغه های شغلی نسل سوخته! بهتر بود.
مدیر
عنوان رو عوض می کنم...
سه شنبه 13 خرداد 1393 10:20 ب.ظ
سلام
یعنی حرف دل منو زدید، منم با یه متولد 65ای ارتباط دارم بهش می گم به نظر من ادم باید واقع بین باشه بااین قضایا منطقی برخورد کنه، اصلا انگار نه انگار !تازه بدشونم میاد میگن نفوس بد نزن!
مدیر
سلام
مواجه شدن با واقعیت تلخ، دشواره، آدم ها معمولا انکار می کنند...
سه شنبه 13 خرداد 1393 09:14 ب.ظ
والا!
مدیر
بله!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.