تبلیغات
مشاوره روانشناختی: اختلالات اضطرابی(وسواس، فوبیا، پنیک و...)، خانواده. هماهنگی: 09352799816 - ماجرای واقعی یک دختر که قصد خودکشی داشت

ماجرای واقعی یک دختر که قصد خودکشی داشت

پنجشنبه 17 بهمن 1392 09:09 ب.ظنویسنده : مدیر

 
بعد از دیدن مراجع هام در حال خروج از مرکز بودم. هوا سرد بود و برفی. گوشیم زنگ خورد...
آن طرف خط دختری با صدایی لرزان شروع به صحبت کرد: من قرص خوردم، میخوام خودکشی کنم!
سعی کردم تا جایی که در توان دارم راهنماییش کنم که مداخله ی لازم توسط متولیان مربوط در چنین شرایطی تماس بگیرد، یعنی اورژانس وزارت بهداشت(115)، اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی(123) و آتش نشانی(چون در های محلی که در آن بود، قفل بود!). بعد از اتمام تماس، کمی نگران شدم، گفتم بگذار حداقل خودم تماس بگیرم و اطلاع بدهم که چنین موردی با من تماس گرفته بود، لطفا شما هم پیگیری کنید. شماره گیری کردم... 123، اورژانس اجتماعی... : «جهت ارتباط با کارشناس عدد 2 را فشار دهید» فشار دادم، از پشت خط پیامی با این مضمون آمد «مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد، تماس شما از طریق پیام کوتاه به ایشان ارسال خواهد شد!» تماس دوم و سوم و ... و تکرار همان پیام!
بار اولی که «ون» های اورژانس اجتماعی را دیدم، خیلی خوشحال شدم، گفتم آفرین به مسئولان بهزیستی که ضرورت چنین موردی را درک کرده اند که در مواقع بحرانی، وارد مداخله بشوند. توجه داشته باشید که طبق قانون 10% تخت های تمامی بیمارستان ها بایستی به اورژانس روانپزشکی اختصاص یابد. متاسفانه در شبی که این اتفاق افتاد، از آن بنده خدایی که تماس گرفته بود خجالت کشیدم. چقدر با خودم افتخار می کردم که الان همکارانم مداخله ی حرفه ای لازم را انجام خواهند داد و... اما با کمال تعجب دیدم کسی پاسخگو نیست! در همین حین که درگیر بودم که چه بر سر این بنده ی خدا خواهد آمد، خوشبختانه خودش تماس گرفت و با توجه به این که از آن طرف(123) نا امید شده بودم، در حد توانم با او حرف زدم... به لطف خدا اتفاقی نیفتاد و فردایش برای اولین بار دیدمش...
الان برای من این سوال پیش آمده که آیا همکاران زحمتکش ما در سیستم 123 صرفا روزها فعال هستند که در آن وقت کسی پاسخگو نبود؟!
من به شخصه قبل از این که با سیستم بهزیستی آشنا بشوم، فکر می کردم متخصصان قدری ندارد که این اشتباه محض من بود، چرا که بعد از کسب شناخت لازم متوجه شدم متخصصان این سازمان ورزیده بوده و هر روز با کیس های سنگین کار می کنند، اما در این مورد خاص، مشکل عدم دسترسی به این همکاران در زمان لازم، می تواند اثر بخشی این اورژانس مهم را کاهش دهد.

فرشاد رضائی نامدار
مشاور روانشناس

کپی برداری بدون ذکر منبع تفاوتی با دزدی نداشته و عملی غیر اخلاقیست، ذکر منبع اعتبار مطلب شما را تضمین میکند.
از این که  در صورت کپی برداری منبع را با درج لینك مستقیم ذکر می کنید متشکریم!

برچسب ها: روش های خودکشی ، میخواهم خودکشی کنم ، چطور خودکشی کنیم ، چطور خودکشی نکنیم ، آیا خودکشی درست است ، چرا مردم خودکشی می کنند ، داستان واقعی خودکشی ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 مرداد 1393 11:52 ب.ظ

 
یکشنبه 4 اسفند 1392 11:54 ب.ظ
سلام
آقای رضایی
من همیشه نگران اینم که با کیس های خودکشی چطور باید رفتار کرد و چطور باهاشون صحبت کنم.به غیر از کتاب گلدارد کتاهای دیگری رو در این زمینه معرفی میکنید.متشکرم
مدیر
سلام
با توجه به این که چنین مراجعانی اغلب نیاز به بستری دارند، پیشنهاد می کنم سریعا ارجاع به روانپزشک داشته باشید تا بستری شوند.(البته پیشنهاد می کنم در فیلد های بی دردسر تر کار کنید مگر این که دوست داشته باشید و دنبال هیجان باشید)
جلد 3 کتاب کاپلان و سادوک اشاره ای به مداخلات مربوط به اورژانس های روانپزشکی و از جمله خودکشی دارد که می تواند کمک خوبی باشد
موفق باشید
دوشنبه 28 بهمن 1392 10:10 ق.ظ
سلام.
شما لطف بزرگی کردین به دختر خانم ولی من نمیدونم چه کاریه اگه میخوان خودکشی کنن زنگ زدنشون دیگه چیه.به عنوان یه دانشجوی مشاوره اصلا این تناقضی که تو کارشون هست واسم قابل درک نیست!!!!!!
مدیر
سلام
خودکشی مراحلی داره. اول فکرش میاد، بعد تظاهر و بعد اقدام و... مراحل دقیقش اگر اشتباه نکنم در کتاب گلدارد گفته شده. حالا هرکسی میگه میخواد خودکشی کنه دلیل بر این نیست که حتما این کار رو می کنه. اما کلینیسین باید با تشخیص خودش برخورد مناسب رو در چنین بحرانی داشته باشه...
پنجشنبه 24 بهمن 1392 09:04 ب.ظ
سلام آقا فرشاد . لطفا فایل صوتی هم بزارید . اموزشی باشه .در مورد جوانان - فیلم های بد - خود ارضایی و غیره همش خاطره تعریف میکنید . انتقادی بود ها
مدیر
سلام
یکی از دلایلی که بیشتر به خاطرات و تجارب واقعی می پردازم، نتیجه ی نظرسنجی وب هست.
گذاشتن فایل های صوتی به دلیل حجم بالایشان برام مقدور نیست.
درباره ی خود ارضائی هم که ماشالا نت پر از مطلب هست و قبلا هم عرض کردم که چرا در این باره مطلب نمی گذارم، چون نظر علم روانشناسی و روانپزشکی در این باره مشخص و مبرهن هست. وقتی اظهار بشود، به احتمال بسیار زیاد اظهار نظر های غیر علمی مطرح خواهند شد...
موفق باشید...
چهارشنبه 23 بهمن 1392 11:28 ب.ظ
سلام
یادم باشه اگر خودکشی کردم باهاشون تماس نگیرم.پیگیری نمیکنند یه وقت واقعا میمیرم!
مدیر
سلام!
خدا نکنه!
سه شنبه 22 بهمن 1392 04:56 ب.ظ
خیلی عذرمیخوام ولی سواله دیگه پیش میاد، اونوقت شما فرمودین اینها در زمان خودکشی و فرار و تجاوز باید ازشون کمک گرفت؟
حالا خودکشی و فرار از خانه یه چیزی،معذرت میخوام در مورد اون مورد آخری! طرف گوشی رو برداره زنگ بزنه به ...؟ یه چیزی بگین بگنجه
مدیر
در حوادث سنگین و خانواده ی PTSD ممکنه فرد از نظر قابلیت حل مسئله، قضاوت، ارزیابی و تصمیم گیری فلج بشه و مجددا همون مشکل برای فرد تکرار بشه، بنابراین بهتر هست که فرد در چنین شرایطی و کنترل وضعیت بعد از وقوع حادثه، کمک حرفه ای بگیره...
یکشنبه 20 بهمن 1392 11:43 ب.ظ
طبیعتاً مشجر هم رانندگی میفرمایند!

من مشجرشو ندیدم... تو دهات ما مشجر نیستن شاید
مدیر
یکشنبه 20 بهمن 1392 05:47 ب.ظ
سلام
من زیاد چشمم از123 اب نمیخوره...
گاهی وقتی یک نفر تصمیم اشتباه میگیره یا به جایی میرسه که ممکنه همچین تصمیمی بگیره دیگه فکر نمیکنه...اون دختر خیلی شانس اورده که باشما تماس گرفته...
چقدرخوبه که ادم یکنفر رو داشته باشه که بتونه هروقت گیر کرد ازش کمک بخواد.
مدیر
سلام
متشکر از نظر شما...
جمعه 18 بهمن 1392 07:23 ب.ظ
نمیدونم وضعیت 123 تهران چطوره، ولی اطلاعی که من از اورژانس های اجتماعی بعضی شهرستان ها دارم، زیاد مناسب نیست. با توجه به این که این اورژانس به صورت پیمانکاری در اختیار برخی مراکز قرار می گیره، شما اگه مشکل خاصی هم داشته باشید، راهنمایی درست نمی شید و در واقع راهنمایی می شید که وقت حضوری از همون مرکز مربوطه بگیرید!!! من یکی از شهرستان ها رو اطلاع دارم که حتی از افراد غیر متخصص (در اینجا کارشناسان علوم اجتماعی) در جایگاه مشاور استفاده می شه، به این خاطر که حقوق کمتری دریافت می کنن.
مدیر
ای داد بیداد! فکر نمی کردم این طور باشه!
جمعه 18 بهمن 1392 03:35 ب.ظ
سلام
این ون رو سر یک چهارراه فقط میدیدم تا یکسال قبل ولی الان خبری ازشون نیست انگار
حالا این خوشتیپهایی که توی این ون ها می نشینن و مردم خیابون رو دید میزنن دقیقا کارشون چی هست؟!
مدیر
سلام!
والا تا جایی که یادم میاد شیشه هاشون مشجر بود و داخلشون دیده نمی شد! ظبیعتا نمیشه بیرون رو هم دید زد! اما خوب در مواقع بحرانی مثل خودکشی، فرار از منزل، خشونت، تجاوز و... بایستی مداخله های لازم توسط این همکاران صورت بگیرد...
جمعه 18 بهمن 1392 11:59 ق.ظ
سلام
شما وقتی یه همچین مراجعی دارید یانه به این شدت، درحدی که خطری داره تهدیدش می کنه چه جوری بعدازصحبت باهاش ازفکرش میاید بیرون که بقیه روزتون تلخ نشه؟!
کاش بقیه داستانم میگفتید که وقتی دختر رو دیدید چی شد؟
مدیر
به لطف خدا کم پیش آمده که مراجعی روزم رو تلخ کنه!
اصولا مشاور باید درگیر مراجعش نشه، وگرنه وقتی هیجاناتش وارد مشاوره شد، کار رو خراب می کنه و دقیقا میشه همون قضیه ی عمه تراپی! در صورتی که نیاز ها، هیجانات و درد های مشاور وارد مشاوره بشه، از عینیت و حرفه ای بودن قضیه می کاهه...
بقیه ی داستان خوشبختانه خوب بود! منتظر جلسه ی بعدی هستیم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.