از جمله احمقانه ترین حرفایی كه تو یه موقعیت بحرانی میشه گفت اینه كه بگی: مرد باش! قوی باش!(فردی رو دیدم كه بچش در بدترین شرایط به بیمارستان منتقل شده بود-حالا به هر دلیلی مثلا خودكشی- اما داشت كتكش میزد و این حرفا رو میگفت!) مخصوصا اگر فرد مقابل كسی باشه كه سری تو سر ها داشته باشه... باید درك كرد كه موقعیت چقدر برای فرد درد آور و خرد كننده هست كه حتی فردی قدرتمند رو به زانو در آورده. به قول دیوید گلدارد بهترین كار در چنین مواقعی قرار گرفتن در كنار فرد(نه مقابل فرد) و راه رفتن با سرعت اوست، انگار كه در مسیری مشترك برای گردش رفته اید...
طبق معمول با سیگار!
زیکموند فروید همراه با دختر روانشناسش آنا فروید
تخت روانکاوی معروف فروید. نکته ای بسیار جالب درباره ی این تخت و قالی روی آن:
این قالی توسط هنر مندان یکی از شهر های استان آذربایجان شرقی به نام هریس بافته شده است!
انتقاد شماره 1:
روانشناسان ایرانی راهکار و راه حل نمی دهند و فقط حرف مراجع را گوش می کنند!
اما پاسخ به این انتقاد:
طبق اصولی که مشاوران و روانشناسان از آن پیروی می کنند، ارائه ی راهکار و راه حل به مراجع عواقبی دارد از جمله اینکه: مراجع را به مشاور وابسته می کند، یعنی اگر اینگونه باشد که مشاور به مراجعش راه حل بدهد مراجع احتمالا بدون اینکه مهارت حل مسئله اش را یاد گرفته باشد، صرفا پاسخ مسئله را از فرایند مشاوره به دست آورده است. معمولا مشاوران با به کار بستن تکنیک ها و رعایت کردن اصولی سعی می کنند اضطراب مراجع را کاهش دهند تا وی با بررسی به دور از هیجان مشکل خود و با یاد گرفتن اصولی از علم روانشناسی مشکل خود را با کمک مشاور و نه توسط مشاور حل کنند. یاد گرفتن این اصول روانشناختی مراجع را حداقل برای مدت قابل قبولی از مراجعه به مشاور بی نیاز می گرداند یعنی همان چیزی که مشاور می خواهد مراجعش به آن دست یابد(استقلال و موثر بودن مراجع) هدف مشاوران یاد دادن ماهیگیری است نه دادن ماهی.
ایراد دیگر ارائه ی مستقیم راهکار توسط مشاور مسئولیت ناشی از این راهکار است. برای مثال در مسائل بسیار حساس خانوادگی که موارد ازدواج و طلاق بحث می شود. ارائه ی یک راهکار از سوی مشاور یا روانشناس بر اساس قوانین احتمال ممکن است عواقب منفی در پی داشته باشد، بنابر این چه از نظر اخلاقی و چه از نظر روانشناختی معمولا ارائه ی راهکار مستقیم عمل توصیه شده ای برای مشاوران نیست. سعی بر این است که خود مراجع که دنیای خود را بهتر از هر فرد دیگری درک می کند راه حل خود را پیدا کند و مسئولیت اقدام خود را هم بر عهده بگیرد.
انتقاد شماره 2:
من پیش دکتر ... رفتم، نه تنها حالم خوب نشد بلکه خیلی هم به هم ریختم و حالم بد شد! اصلا راضی نیستم!
پاسخ:
اینکه مراجع در همان جلسه ی اول با چهره ای بشاش و سرحال از کلینیک مشاوره خارج شود هدف مشاوران نیست! اینکه مراجع را از نظر هیجانی شارژ کرده و به او در باغ سبز نشان دهیم کار دشواری نیست! اما این انگیختگی هیجانی تا چه مدت دوام خواهد آورد؟! 1 روز؟ 3روز؟ 1 هفته؟ چقدر؟ بعد از مدتی باز مسائل و مشکلات حل نشده و نا تمام خودشان را به رخ خواهند کشید. بنابراین مشاوران ممکن است در طی روند درمان و جلسات روی مسائلی از مراجع کار کنند که با استفاده از مکانیزم های دفاعی پس رانده شده اند و از حوزه ی هوشیاری و آگاهی دور مانده اند. اما پرداختن به این مسائل که زیربنای بسیاری از ترس های انسانهاست می تواند با روبرو کردن مراجع با این ترس ها و اضطراب ها آگاهی وی را از وضعیت خود بالا برده، باعث تخلیه ی هیجانی شده و روند درمان را تسریع کند. احتمالا با تکمیل شدن و ادامه دادن یه فرایند درمان اثرات طولانی مدت درمان آشکار خواهد شد. بنابراین قضاوت از روی چند جلسه ی اول مشاوره قضاوتی منطقی نیست و نباید انتظار حل شدن تمام مشکلات مراجع را در همان جلسات اول داشته و فکر کنیم که روانشناس در یک جلسه برایمان معجزه خواهد کرد.
انتقاد شماره 3:
ما تو فامیلمون یه مشاور داریم. من و همسرم هم مشکل داریم. خواستیم پیش ایشون بریم اما قبول نکردن و گفتن شما رو پیش یکی از همکاران ارجاع میدم! یعنی چی آخه؟!
پاسخ:
روانشناسان و مشاوران طبق اصول اخلاقی که به آن پایبندند ممکن است مراجعان فامیل را نپذیرند، به این دلیل که در جلسات مشاوره و روان درمانی عمیق احتمالا درباره ی خصوصی ترین مسائل فرد و یا خانواده صحبت به میان آید. با توجه به اینکه مشاوران به حریم خصوصی خانواده ها(به ویژه) و افراد حساسیت خاصی قائل هستند به همین دلیل معمولا از پذیرفتن افراد درجه یک و نزدیک فامیل به عنوان مراجع خودداری کرده و آن ها را به همکاران دیگر ارجاع می دهند.
مریض: آقاى دکتر، خانمم فکر مى کنه چون من سوسیس دوست دارم دیوانه هستم.
روانپزشک: نه! این که دلیل نمى شه. منهم سوسیس دوست دارم.
مریض: چه خوب! پس باید بیائید خونه ما کلکسیون منو ببینید. من صدها جور سوسیس مختلف جمع کرده ام!
بیمار: آقای دکتر! من افسردگی شدید دارم.
روانکاو: بله، متوجه شدم. شما افسردگی دارید.
بیمار: من همه چیز را دور و برم سیاه می بینم.
روانکاو: همه چیز را سیاه می بینید؟
بیمار: بله و فکر می کنم که می خواهم خودم را بکشم.
روانکاو: عجب! پس فکر می کنید که می خواهید خودتان را بکشید ...
بیمار: بله، و می خواهم همین الان این کار را بکنم.
روانکاو: عجب! پس می خواهید همین الان خودکشی کنید.
[بیمار از پنجره بیرون می پرد.]
روانکاو: اِ اِ اِ کجا میری؟ نپر! عجب!
مردى
متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوائیش کم شده است. به نظرش رسید که
همسرش باید سمعک بگذارد ولى نمىدانست این موضوع را چگونه با او در میان
بگذارد. بدین خاطر، نزد دکتر خانوادگىشان رفت و مشکل را با او در میان
گذاشت.
دکتر گفت براى این که بتوانى دقیقتر به من بگویى که میزان
ناشنوایى همسرت چقدر است آزمایش سادهاى وجود دارد. این کار را انجام بده و
جوابش را به من بگو:
«ابتدا در فاصله ٤ مترى او بایست و با صداى
معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنید همین کار را در فاصله ٣ مترى تکرار
کن. بعد در ٢ مترى و به همین ترتیب تا بالاخره جواب دهد.»
آن شب، همسر
آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق تلویزیون نشسته
بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان کنم.
سپس با صداى معمولى از همسرش پرسید: عزیزم شام چى داریم؟
جوابى نشنید.
بعد بلند شد و یک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسید: عزیزم شام چى داریم؟
باز هم پاسخى نیامد.
باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقریباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزیزم شام چى داریم؟
باز هم جوابى نشنید.
باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسید. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نیامد.
این بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزیزم شام چى داریم؟
زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمین بار مىگویم: خوراک مرغ!
این روز ها متاسفانه بازار گرم افرادی که خود را مشاور یا روانشناس جا می زنند گرم شده و متاسفانه تر! اینکه بعضا با تبلیغات گسترده و بازار گرمی که اغلب این افراد دارند استقبال زیادی از آن ها می شود! احتمالا کتاب ها بنر ها یا آگهی های چنین سمینار هایی با عناوینی مثل زیر را دیده اید:
اعتماد بنفس در 2 دقیقه!، زندگی زناشویی موفق در 1 روز، چگونه در 10 روز میلیونر شویم!، چگونه در کنکور رتبه ی یک بیاوریم!، روابط اعجاز انگیز!
متاسفانه بیشتر افرادی که چنین همایش هایی را برگزار می کنند اصلا تخصصی در روانشناسی ندارند. اتفاقی که در اغلب چنین سمینار هایی می افتد این است که مراجعان سمینار را از نظر انگیزشی و هیجانی به سطح بالایی می رسانند و با القای تلقینات مثبت و نشان دادن در باغ سبز مراجع را روی ابر ها می برند!!! و مراجع هم حاضر است برای چنین موردی هر چقدر که آقای دکتر(!) می خواهد بپردازند! برای کاری که به هیچ وجه علمی نیست و اثری دائمی نداشته و بعد از دو سه روز یا یک هفته هیجان فروکش کرده و واقعیت خودش را به رخ می کشد...
اغلب دوستان از من می پرسند که: «دکتر ... رو میشناسی؟! آقا نمیدونی چه سمینارهایی میذاره! کارش خیلی درسته!»
و من طبق روال همیشه (با شناختی که دارم) باید توضیح دهم که آقای دکتر(!) روانشناس نیست...! احتمال دکترایی در مکانیک، فیزیک یا پزشکی دارد و احتمالا فرد موفقی در تخصص خود و بیزینس بوده اما روانشناس نیست و وارد حیطه های روانشناسی شده...
دقت کنید: طبق قوانین سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران:
"منظور از روانشناس كسی است كه در یكی از رشتهها و گرایش های روانشناسی در سطح كارشناسی ارشد فارغالتحصیل شده باشد .
منظور از مشاور كسی است كه در یكی از رشته ها و گرایش های مشاوره در سطح كارشناسی ارشد فارغ التحصیل شده باشد."
منبع: http://pcoiran.ir/?run=Main&num=53&close=1
(کلا برای انجام کار مشاوره و روان درمانی در تمام دنیا فرد باید حداقل مدرک کارشناسی ارشد در روانشناسی و یا مشاوره داشته باشد)
پس در انخاب منبع اطلاعاتی خود در موارد روانشناسی و مشاوره دقت کنید! در بعضی موارد چنین مشاور نماهایی با سرنوشت مراجعان خود بازی کرده و به آنها آسیب می رسانند. این شما هستید که باید از صلاحیت مشاور مطمئن بشوید و بعد به وی مراجعه کنید.
نویسنده: فرشاد رضائی نامدار
1390
رشته ی مشاوره در ایران تحت لوای مجموعه ی علوم تربیتی 2 ارائه می شود. تمامی واحد های این رشته مربوط به علوم رفتاری و روانشناسی می باشد.
نکته مهم: طبق قوانین برای انجام فعالیت درمانی فرد باید حداقل مدرک کارشناسی ارشد در یکی از رشته های روانشناسی و یا مشاوره داشته باشد. مشاوره در ایران شامل 4 گرایش است:
مشاوره توانبخشی، مشاوره خانواده، مشاوره تحصیلی، مشاوره شغلی
بررسی تک به تک:
انوع بحران، ورشکستگی، فقدان، طلاق، فوت عزیزان، زلزله، سیل، جنگ، اعتیاد، معلولیت جسمی و روحی، مشکلات ناشی از سالمندی، مسائل و اختلافات خانوادگی، و...
ازدواج، طلاق، روابط مختل خانوادگی، حریم های خشک و یا در هم تنیده خانواده، ارتباطات ناموفق و...
انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب شغل، تطابق با محیط های آموزشی، یادگیری مهارت های مطالعه، یادگیری، بازخوانی اطلاعات از حافظه، اضطراب آزمون، آمادگی برای آزمون های آموزشگاهی و سراسری و...
انتخاب رشته تحصیلی و شغل، تطابق با محیط های کاری، سنجش رغبت شغلی، استعداد شغلی و آزمون های مربوط به آن، آمادگی برای مصاحبه های شغلی و...
نکته: با توجه به کمبود شدید مشاور در کشور ما اغلب مشاور ها در تمامی زمینه های مشاوره ای فعالیت می کنند، برای مثال فارغ التحصیلان یک گرایش، کار گرایش های دیگر را هم انجام می دهند. در این باره از نظر قانونی مشکلی وجود ندارد. با توجه به طراحی مواد درسی تمامی گرایش ها، نیمی از دروس مشترک می باشد، بنابراین تمامی گرایش ها از نظر مفاهیم پایه ای مورد نیاز اغلب موارد مشاوره ای، آگاه هستند.
نویسنده: فرشاد رضائی نامدار
1390
اغلب دیده یا شنیده اید که بسیاری از مردم بعد از اینکه به مشکلات روحی روانی بر می خورند و با پیشنهاد بعضی از اطرافیان که می گویند به مشاور یا روانشناس مراجعه کن، مقاومت کرده و بعضا چنین اظهاراتی می کنند: من سالمم! مگه من دیوونم که برم پیش روانشناس؟!
طبق آماری که از منابعی همچون سازمان بهزیستی و رئیس انجمن روانپزشکی کشور اعلام شده 30 درصد افراد جامعه ی ایران به انواع مختلفی از اختلالات روانی مبتلا هستند. همچنین طبق یافته های علم روانشناسی شخصیت افراد مختلف در دوره های مختلف به یکی از اختلالات روانی مبتلا می شوند.
با این حساب اگر ضرورت داشتن خانواده و جامعه و روابط سالم را بدانیم، مسلما از کنار چنین خدماتی(به شرطی که توسط افراد ورزیده و حرفه ای) انجام شود به سادگی نخواهیم گذشت.
چون ورود افراد ناآگاه و غیر متخصص در حوزه خدمات مشاوره وضعیت را هم برای جامعه مشاوره و روانشناسی ایران و هم برای مراجعانی که برای کمک گرفتن از این خدمات مراجعه می کنند در مواردی بسیار بد و آسیب رسان کرده است. کم نیست نمونه هایی که فرد به ظاهر مشاور، برای مثال فارغ التحصیل رشته ی فیزیک یا مکانیک است اما خود را به جای مشاور تحصیلی جا می زند و...
اما چرا بعضا برای مراجعه به مشاور و یا روانشناس مقاومت انجام می شود؟
مشکل اساسی اینجاست که بسیاری از مردم از فرایند صحیح یک جلسه ی مشاوره و یا روان درمانی اطلاعات درستی ندارند و بعضا فکر می کنند که در جلسه ی مشاوره فردی که به عنوان مشاور نشسته فردیست که دیگران را نصیحت کرده و مثلا می گوید: پسرم، دخترم! این کار ها خوب نیست! بیا این کارو که من میگم بکن! در حالی که در جلسات مشاوره یا درمان چنین مواردی را نخواهید دید. چرا که مشاوران و روانشناسان حرفه ای به خاطر جلوگیری از آسیب رساندن به مراجع، معمولا از دادن رهنمود های مستقیم به وی خود داری می کنند، بلکه مراجع را کمک می کنند تا مهارت هایی را آموزش دیده، اضطراب را از خود دور کرده، واقعیت ها را بهتر دیده و در نهایت تصمیم درستی را برای خود اتخاذ کند. (البته میزان فعال بودن مشاور و دادن رهنمود مستقیم بستگی به مورد دارد)
مورد دیگر نگرانی از حرف و حدیث مردم بیکار است که زندگی خود را رها کرده و در جستجوی نقطه ی ضعفی در زندگی دیگران هستند تا درباره ی آن به تجسس بپردازند و احتمالا انگ بیماری روانی را به فرد بزنند. نکته ی مهم در این باره در بالا هم ذکر شد و آن هم اینست که افراد مختلف در دوره های مختلف زندگی خود به اختلالات مختلف روانی مبتلا می شوند. نکته ی دیگری که باید اضافه شود اینست که بسیاری از مدیران، مهندسان، معلمان، پزشکان، سیاسیون، و نخبه ها در کشور های پیشرفته( و به تازگی در کشور ایران) همواره از کمک یک روانشناس برای زندگی شخصی و تصمیمات حرفه ای خود استفاده می کنند. و باز موردی که اهمیت زیادی دارد خودآگاهی افراد هست که متوجه باشند که با افکار، احساسات و رفتار نادرستشان به خود و اطرافیان خود آسیب می رسانند. اگر فرد دارای این خودآگاهی باشد و متوجه باشد که احتمالا به تنهایی قادر به عبور از بحران پیش آمده نخواهد بود، به احتمال بیشتری از خدمات یاری رسان همچون مشاوره بهره خواهد جست.
نگرانی بعدی ترس از افشای اطلاعات و آلام شخصی فرد مراجع می باشد. در این باره گفتنیست یکی از پایه ای ترین اصول مشاوران و روانشناسان اینست که تمامی موارد مطروحه در جلسه ی درمان یا مشاوره کاملا محرمانه بوده و بدون رضایت وهماهنگی مراجع در اختیار افراد دیگر گذاشته نخواهد شد.
در مقاله ی بعدی به مشاوره و شاخه های آن(در ایران) به طور مختصر خواهیم پرداخت.
نویسنده: فرشاد رضائی نامدار
1390

